خرید بک لینک
جمعه شب گذشته با دو تا تیم کاری رفتم کرج

هیچی دیگه همش کار کار کار

بازم خدا براشون خوب بخواد ساعت 6 بعد از ظهر در سوله ها رو میبستن

همه از خستگی زیر کولر ولو میشدیم

وقتی میخواستم از سر فلکه ای که تو دیدم رد بشم بی اختیار اشکم سرازیر شد

امروز بعد یه هفته وقتی میخواستم وارد وبلاگم بشم چقد استرس داشتم

ترس از اینکه تو یه کامنت هم نذاشته باشی

ممنونم ازت

عزیزم دوست دارم

از بس خستم نمیتونم بنویسم

اینو فقط نوشتم که بگم دوست دارم


برچسب: نویسنده: آرمان حسینی تاريخ: جمعه 20 مرداد 1396 ساعت: 15:10

من منم خب کی یکی دیگس که شما شمایی؟احتمالا شما خواننده گرامی جمله بالا را خواهی گفت وقتی کار میکنم، کار میکنم تا غش کنم وقتی میخوابم، میخوابم تا بپکم خب چیه؟ نخند!!! خواننده گرامی با شما هستم یکی یه جمعه پیدا کنه یه کم بخوابیم من منم دوباره گفت!!!!!!!!!! یه چیز دیگه بگو......... چی بگم؟ بگم خوابم م

برچسب: نویسنده: آرمان حسینی تاريخ: جمعه 20 مرداد 1396 ساعت: 15:10

واقعا تو این دوره زمونه که صد تا اپلیکیش پیام رسان هست کی وبلاگ مینویسه یا میخونه؟خب به تو چه؟ دوباره امروز تریپ روشنفکری گرفتی!!! اصلا به جنابعالی ربط نداره که ما وبلاگ مینویسیم تازه اونیم که باید بخونه میخونه ولی کامنت نمیذاره اصلا تو چی میفهمی از اینکه از سر کلاس آنالیژ پیشرفته پاشی بری کافی نت د

برچسب: نویسنده: آرمان حسینی تاريخ: جمعه 20 مرداد 1396 ساعت: 15:10

چند شب بود کنار پنجره میخوابیدم تا ماه پیدا باشه

وقتی به ماه نگاه میکنم بی اختیار یاد تو می افتم

دلم خوشه که تو هم داری به ماه نگاه میکنی

و هر نگاهمون تو یه نقطه به هم میرسه

دیشب اینقدر هوا غبار آلود بود که نتونستم ماهو ببینم

دلم برات تنگ شد

امشب هم هوا ابریه و آسمونم داره گریه میکنه مثه من


برچسب: نویسنده: آرمان حسینی تاريخ: جمعه 20 مرداد 1396 ساعت: 15:10


دل نوشته های تنی که در میان تن ها تنهاست
گاه می خندد و گاه می گرید
اما نه به خاطر سختیها بلکه به خاطر آرزوهایی که از آنها دور افتاده است.
درد را دوست دارد و دردمندان را بیشتر...

برچسب: نویسنده: آرمان حسینی تاريخ: جمعه 20 مرداد 1396 ساعت: 15:10


دل نوشته های تنی که در میان تن ها تنهاست
گاه می خندد و گاه می گرید
اما نه به خاطر سختیها بلکه به خاطر آرزوهایی که از آنها دور افتاده است.
درد را دوست دارد و دردمندان را بیشتر...

برچسب: نویسنده: آرمان حسینی تاريخ: جمعه 20 مرداد 1396 ساعت: 15:10


دل نوشته های تنی که در میان تن ها تنهاست
گاه می خندد و گاه می گرید
اما نه به خاطر سختیها بلکه به خاطر آرزوهایی که از آنها دور افتاده است.
درد را دوست دارد و دردمندان را بیشتر...

برچسب: نویسنده: آرمان حسینی تاريخ: جمعه 20 مرداد 1396 ساعت: 15:10

امروز که داشتم میرفتم سر کار

یه عکس دیدم

عکس هم کلاسی دوران راهنماییم

خدا رحمتش کنه

خیلی وقت بود ندیده بودمش

تازه فهمیدم سروان نیرو دریایی بوده

سرطان معده گرفته بود

روزی که اینجوری شروع بشه خدا به خبر کنه آخرشو

البته هنوز تموم نشده

حدود 40 تا فاکتور زدم

شاید 50 تا دیگه هم داشته باشم

صپ ساعت 9 یه قرار کاری مهم دارم

یکی نیست یه چایی بده دست من؟

یکی نیست با یه لبخند خستگی از تن من در کنه؟

یکی نیست با یه جمله قشنگ حال منو خوب کنه؟


برچسب: نویسنده: آرمان حسینی تاريخ: جمعه 20 مرداد 1396 ساعت: 15:10


دل نوشته های تنی که در میان تن ها تنهاست
گاه می خندد و گاه می گرید
اما نه به خاطر سختیها بلکه به خاطر آرزوهایی که از آنها دور افتاده است.
درد را دوست دارد و دردمندان را بیشتر...

برچسب: نویسنده: آرمان حسینی تاريخ: جمعه 20 مرداد 1396 ساعت: 15:10

صفحه بندی